مرتضى مطهرى
162
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و بعضى از دانشمندان مانند دكارت « 1 » و هگل « 2 » مدعى منطق جديدى هستند . در اين سلسله مقالات يك مقالهء مستقل به اين مطلب اختصاص داده شده . در ضمن آن مقاله از اسلوبهاى منطقى جديد و بالخصوص از اسلوب منطق ديالكتيك بحث و انتقاد كافى خواهد شد . عليهذا فعلًا از ورود در اين مبحث طولانى خوددارى مىكنيم . 3 . آيا ممكن است يك چيز هم حقيقت بوده باشد و هم خطا ؟ معمولًا هر يك از حقيقت و خطا يا صحيح و غلط يا صدق و كذب را در مقابل يكديگر قرار مىدهند و مىگويند يك فكر اگر حقيقت و صحيح و صادق بود پس ممكن نيست خطا و غلط و كذب باشد ، و بالعكس اگر خطا بود ممكن نيست حقيقت بوده باشد ؛ مثلًا اين فكر « زمين به دور خورشيد مىچرخد » يا راست است يا دروغ ، شقّ ثالث ندارد . راجع به هر مطلب ديگر نيز در نظر بگيريم خواه مربوط به مسائل روزمرّه باشد ( من امروز با فلان رفيق ملاقات كردم ) و خواه مربوط به حقايق تاريخى ( ارسطو شاگرد افلاطون بوده است ) و خواه مربوط به حقايق كلى علمى رياضى مثل « پنج ضرب در پنج مساوى است با بيست و پنج » يا حقايق كلى طبيعى مثل آنكه « اجسام در اثر حرارت منبسط مىشوند » يا حقايق فلسفى مثل آنكه « دور و تسلسل باطل است » همين طور است . ولى اخيراً ميان دانشمندان جديد اين جمله شايع است كه حقايق علمى در عين اينكه حقيقت مىباشند ممكن است خطا نيز بوده باشند و اين مطلب به دانشمندان ماترياليسم ديالكتيك كه طبق يكى از اصول منطق ديالكتيك ( اصل وحدت ضدّين ) جميع اضداد و نقائض را با يكديگر آشتى دادهاند و همه را با هم قابل اجتماع مىدانند فرصتى داده است كه بگويند حقيقت و خطا يا صحيح و غلط و يا صدق و كذب چندان اختلافى با يكديگر ندارند ، ممكن است يك چيز هم حقيقت و هم خطا و هم صحيح و هم غلط و بالاخره هم راست و هم دروغ بوده باشد . اينكه يك فكر از يك حيث و يك جهت محال است هم حقيقت و صحيح باشد و